سلام ما این وبلاگ را برای ارتقای سطح علمی دانش آموزان علاقمند به چشم پزشکی طراحی
نموده ایم. امیدواریم نیاز شما را برطرف کرده باشیم.
پیش به سوی" نابغه" شدن.![]()
|
سلام ما این وبلاگ را برای ارتقای سطح علمی دانش آموزان علاقمند به چشم پزشکی طراحی نموده ایم. امیدواریم نیاز شما را برطرف کرده باشیم. پیش به سوی" نابغه" شدن. + نوشته شده توسط سارا ومینا در یکشنبه 1386/01/26 و ساعت
10:52 |
سردرد يکی از شايعترين شکايات در طب می باشد و تقريبا فردی يافت نمی شود که آن را بارها تجربه نکرده باشد. غالب اين سردردها مسئله جدی را بدنبال ندارند و عمدتا بدنبال استرس و اظطراب، خستگی، گرسنگی و يا مصرف بعضی از غذاها، و يا قرار گرفتن در شرايط نامساعد ايجاد می گردند. اگرچه بسياری اعتقاد دارند که سردرد غالبا خبر از وجود مشکلات چشمی می دهد، اما واقعيت اين است که بيشتر اينگونه سردردها منشاء ديگری دارند و کارهای طولانی مدت چشمی مانند مطالعه ممکن است فقط ميزان وقوع و يا شدت آن را بيشتر کند. يکی از شايعترين انواع سردردها، نوع Tension Headache يا همان سردرد عصبی می باشد که عمدتا در ناحيه پيشانی، شقيقه ها، اطراف و پشت چشم، و حتی ناحيه گردن حس می شود. اين نوع سردرد ناشی از تغييرات نامناسب و موقت در شرايط زيستی روزانه انسان حادث می گردد. بعنوان مثال کار کردن در شرايط پر استرس، کار کردن و يا رفت و آمد در محيطهای با آلودگی بالای هوا، کارکردن در محيط با نور نامناسب، کار کردن و يا رفت و آمد در محيطهای با آلودگی صوتی، گرسنگی، مصرف نکردن موقت بعضی از مواديکه فرد به آن عادت دارد مثل چای و قهوه، خوابيدن در شرايط نامساعد مثلا خواب در محيطهای پر سر و صدا، اظطراب و ايجاد انقباض و فشار بيش از حد در ناحيه فک و دندانها، و حتی جوييدن آدامس به مدت طولانی می تواند از دلايل اين نوع سردرد باشد. طبعا در اينگونه شرايط، کار چشمی می تواند از عوامل تشديد کننده سردرد باشد، و نه علت ايجاد آن. اين نوع سردردها غالبا گذرا هستند و به خوبی به داروهای مسکن معمولی پاسخ می دهند، اما حذف و يا بهبود شرايط زيستی مهمترين نقش را در کاهش دفعات بروز اين نوع سردردهای عصبی خواهد داشت. در اينگونه سردردها، خود فرد به مراتب بهتر از هر پزشکی قادر خواهد بود علت ايجاد کننده سردرد خويش را پيدا کند که در اين صورت با اجتناب از آن، مهمترين قدم را در درمان و پيشگيری برداشته است. ميگرن نوع ديگری از سردرد می باشد که تقريبا از هر ده نفر يک نفر به آن گرفتار می شوند. اين نوع سردرد در خانمها شايعتر از آقايان می باشد و می تواند جنبه ارثی نيز داشته باشد. از مشخصات آن می توان از سردرد های ضربان دار، يکطرفه، همراه با تهوع و استفراغ، و داشتن حساسيت به نور و صدا و حتی بو را نام برد. بعضی از عوامل می توانند سبب شروع حمله ميگرن گردند که از آن جمله می توان از مصرف بعضی از خوراکيها مثل مشروب يا پنير کهنه يا غذاهای نيتريت دار مانند سوسيس نام برد. همچنين تغييرات هورمونی در سيکل ماهانه خانمها و يا بارداری، اظطراب و استرسها و هيجانات روحی، تغييرات محيطی مانند نور فلورسنت يا صفحه مانيتور کامپيوتر و يا تغيير دمای محيط از ديگر عوامل شروع کننده حملات ميگرن محسوب می گردند. افراد با سردردهای ميگرنی بايد با نظر پزشکان متخصص مغز و اعصاب و بر اساس شدت و تعداد حملات ميگرن، تحت درمانها لازم برای کنترل سردرد و يا پيشگيری از وقوع سردرد قرار بگيرند. بر خلاف تصور عموم، چشم و بيماريهای چشم ناشايعترين علت سردرد می باشد. معمولا بيماريهای چشمی که ايجاد سردرد می نمايند، غالبا پر سر و صدا و علائم ديگری مانند تاری ديد، ديدن هاله اطراف نورها، حساسيت شديد به نور، و درد و قرمزی و التهاب در ناحيه چشم را نيز ايجاد می کنند. وجود عيوب انکساری تصحيح نشده در چشم مانند دوربينی و آستيگمات معمولا علت ايجاد سردرد نيستند، اما در افرادی که زمينه سردردهای عصبی و يا ميگرنی را دارند، می تواند سبب تشديد و افزايش حملات سردرد گردد. بايد دانست که اينگونه اختلالات چشمی عمدتا ايجاد خستگی زودرس در چشم می نمايند و طبعا تصحيح آن به افزايش کارآيی چشم کمک خواهد کرد.
+ نوشته شده توسط سارا ومینا در پنجشنبه 1386/01/23 و ساعت
18:19 |
+ نوشته شده توسط سارا ومینا در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت
13:55 |
اگرچه اختلال ديد رنگ (کور رنگي) می تواند در اثر بيماری و بصورت اکتسابی حادث گردد ولی تقريبا در غالب موارد ناشی از يک اختلال توارثی است و در بدو تولد وجود دارد. اين اختلال ژنتيکی چون غالبا وابسته به کروموزمهای جنسی است، در نتيجه ميزان بروز آن در زن و مرد متفاوت می باشد. در خانواده فرد کور رنگ، افراد مونث معمولا بدون علامت هستند ولی می توانند حامل کروموزم معيوب باشند و به نسلهای بعدی آن را انتقال دهند. اما افراد مذکر علائم بيماری را نشان می دهند. در جامعه حدود ۸ درصد افراد مذکر و ۵/۰ درصد افراد مونث اختلال ديد رنگ دارند. در شبکيه چشم انسان دو نوع سلول حساسه بنام سلولهای استوانه ای و سلولهای مخروطی وجود دارد. اين سلولها انرژی نورانی را تبديل به انرژی الکتريکی می کنند و آن را از طريق عصب بينايی به مغز مخابره می نمايند. سلولهای مخروطی هستند که در درک رنگها نقش بازی می کنند. سه نوع مختلف از سلولهای مخروطی وجود دارد که هر کدام از آنها به يک نوع رنگ اصلی (قرمز، سبز، و آبی) پاسخ می دهد. در يک فرد طبيعی هر سه نوع سلول مخروطی فعال هستند و بنابراين يک فرد طبيعی قادر به درک هر سه نوع رنگ قرمز، سبز، و آبی و طبعا طيف کامل رنگها خواهد بود. در افرادی که اختلال ديد رنگ دارند، حداقل يک نوع از اين سه نوع سلول مخروطی، بصورت ناقص يا کامل کارايی نداشته و در نتيجه اين افراد در تشخيص بعضی از رنگها دچار مشکل می گردند. برای سادگی درک مطلب، می توان چنين در نظر گرفت که تمام افرادی که اختلال ديد رنگ دارند به نوعی در تشخيص قسمت قرمز و يا سبز طيف رنگی اشکال دارند، چرا که افرادی که در ناحيه آبی طيف مشکل دارند، بسيار نادر هستند. تشخيص اختلال ديد رنگ يا کور رنگی از طريق انجام تست های مختلف ميسر می باشد. از آنجايی که اينگونه اختلالات ديد رنگ عمدتا ارثی می باشند، درمان اساسی برای آن وجود ندارد، اما چند نکته را بايد در نظر داشت:
تصاوير زير چند نمونه تست ديد رنگ را نشان مي دهند
همه افراد؛ اعم از طبيعي ويا با اختلال ديد رنگ؛ قادر به ديدن عدد 16 هستند
افراد طبيعي قادر به ديدن عدد 2 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ بجز يک سري نقاط؛ چيز ديگري را نمي بينند
افراد طبيعي قادر به ديدن عدد 5 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ بجز يک سري نقاط؛ چيز ديگري را نمي بينند
افراد طبيعي قادر به ديدن عدد 15 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ يا عدد 13 را مي بينند؛ يا بجزيک سري نقاط؛ چيز ديگري را نمي بينند
افراد طبيعي قادر به ديدن عدد 26 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ از نوع قرمز؛ فقط عدد 6 را مي بينند؛ و افراد با اختلال ديد رنگ از نوع سبز؛ فقط عدد 2 را مي بينند
افراد طبيعي بجز يک سري نقاط رنگي؛ چيز ديگري را نمي بينند اما افراد با اختلال ديد رنگ ممکن است عدد 5 را ببينند از تصاوير زير مي توان براي تشخيص اختلال ديد رنگ در کودکان استفاده نمود
همه افراد؛ اعم از طبيعي و يا با اختلال ديد رنگ؛ قادر به ديدن سه شکل مربع؛ دايره؛ و ستاره هستند
افراد طبيعي هر دو شکل دايره و مربع را مي بينند؛ در حاليکه افراد با اختلال ديد رنگ فقط قادر به ديدن دايره هستند
افراد طبيعي هر دو شکل دايره و مربع را مي بينند؛ در حاليکه افراد با اختلال ديد رنگ فقط قادر به ديدن مربع هستند
توجه داشته باشيد که بعلت تفاوت کيفيت رنگ در مانيتورهاي مختلف؛ ارزش تشخيصي اين تست ها کامل و صد در صد نخواهد بود و براي تشخيص نهايي اختلالات ديد رنگ بايد تستهاي کاملتر و دقيقتري انجام شود.تست رنگ
+ نوشته شده توسط سارا ومینا در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت
13:8 |
دراثر بعضی از بیماریها و عفونتهای چشم؛ تروما؛ سوختگیهای شیمیایی؛ و اعمال جراحی؛ قرنیه شفافیت خود را از دست می دهد و در سر راه عبور نور اختلال ایجاد می گردد. از این گروه می توان ازعفونتهای میکربی قرنیه؛ تبخال چشمی؛ تراخم؛ دیستروفی های قرنیه (نوعی بیماری ارثی که سبب کدورت قرنیه می گردد) ؛ و پارگی قرنیه ناشی از ضربه را نام برد. در برخی دیگر از بیماریهای چشم و یا اعمال جراحی؛ قرنیه ممکن است شکل هندسی منظم خود را از دست بدهد و باز هم در انکسار طبیعی نور اختلال ایجاد می گردد. سردسته این گروه؛ بیماری قوز قرنیه (Keratoconus) می باشد. در عمل پيوند قرنيه (Corneal Transplant)، قرنيه بيمار با يک قرنيه سالم از چشم انسانی ديگر که فوت کرده؛ تعويض می گردد. تهیه قرنیه توسط بانک چشم از افرادی که خود و یا بستگان آنها اجازه اهدای چشم پس ازمرگ را داده اند؛ صورت می گیرد. بانک چشم معمولا بافت را در ساعات اولیه پس از مرگ؛ از بدن جدا ساخته و آن را برای انتقال به بیمارستان و یا کلینیک محل جراحی آماده می کند. در بانک چشم قبل از فرستادن بافت برای پیوند؛ یکسری آزمایشات انجام می گیرد تا از انتقال بیماریهایی مانند ایدزو هپاتیت جلوگیری گردد و همچنین از کیفیت بافت پیوندی اطمینان حاصل شود. عمل پيوند قرنيه شايعترين و موفقترين پيوند اعضاء در بدن انسان محسوب می گردد. چرا که قرنیه فاقد رگهای خونی میباشد و بنابراین شانس پس زدن پیوند در مقایسه با اعضای دیگر در حداقل است. البته تيجه عمل پيوند قرنيه به بیماری اولیه وابسته است. برای مثال در افرادي كه به علت قوز قرنيه پیوند شده اند ميزان موفقيت عمل بسيار خوب و بالای 90 درصد است. در مواردي كه پيوند قرنيه در بیماریهایی مانند تراخم انجام گرفته باشد یا فرد زمینه بیماریهای لبه پلک و یا اختلال لایه اشک را داشته باشد عمل پیوند با مشکلات عدیده ای روبرو خواهد بود.
بطور طبیعی؛ برگشت دید بعد از پیوند نیز با تاخیر قابل توجه ای مواجه است. در ماههای اول پس از عمل؛ بعلت آستیگماتیسم زیادی که وجود دارد؛ بینایی کیفیت مناسبی نخواهد داشت. بتدریج در طی چندین ماه پس از عمل؛ با برداشتن تعدادی از بخیه ها یا همه آنها؛ آستیگماتیسم کاهش یافته و بینایی بهبود می یابد. باید دانست که حتی در اکثر پیوندهای موفق؛ هیچگاه آستیگماتیسم و شماره چشم بطور کامل اصلاح نمی گردد که فرد بی نیاز از عینک باشد. اما در اکثریت آنها شماره چشم و آستیگماتیسم در حدی خواهد بود که بیمار بتواند با عینک های معمولی بینایی قابل قبولی داشته باشد. در مواردی هم بعد ازعمل ممکن است آستیگماتیسم هیچگاه در حد قابل قبول کاهش نیابد که در این صورت بیمار برای بهبود دید مجبور به استفاده از عینکهای با شماره بالا یا لنز تماسی خواهد بود. حتی در مواردی برای پایین آوردن شماره آستیگماتیسم بعد از عمل پيوند؛ نیاز به اعمال جراحی اضافی مانند برش قرنیه؛ لیزیک؛ و لازک مي باشد. البته استفاده از عمل جراحی لیزیک، لازک، و یا پی آر کی در کسانیکه تحت عمل پیوند قرنیه قرار گرفته اند و بعد از عمل نزدیک بینی، آستیگماتیسم، و یا دوربینی قابل توجه ای دارند، می تواند بسیار کمک کننده باشد. تاکنون بیشتر عمل جراحی لیزیک بعد از پیوند قرنیه توصیه می شد. اما اخیرا اعمال جراحی سطحی مانند لازک و پی ار کی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و نتایج این عملهای جراحی نیز بعد از پیوند قرنیه بهتراز نتایج عمل لیزیک می باشد. پیوند قرنیه نیز مانند همه اعمال جراحی می تواند عوارض ریز و درشتی را به همراه داشته باشد. ازمهمترین عوارض عمل جراحی پیوند قرنیه می توان از عفونت؛ پس زدن پیوند؛ نگرفتن پیوند؛ آستیگماتیسم های بالا؛ و نیاز به اعمال جراحی تکمیلی؛ نام برد. + نوشته شده توسط سارا ومینا در سه شنبه 1386/01/14 و ساعت
12:53 |
گلوكوم (Glaucoma) يا بیماری آب سياه به معنای بالارفتن فشار داخل چشم می باشد كه مي تواند سبب آسيب عصب بينايي و در نتيجه كوري دائمی شود. باید دانست که بعضی از انواع بیماری آب سیاه می تواند تا مراحل انتهایی بیماری هيچ علامتي نداشته باشد و هنگامی فرد متوجه بیماری خود می گردد که بسیاری از رشته های عصب بینایی وی از بین رفته و دید بشدت و بطور غیر قابل برگشت افت کرده است. بنابراین تشخیص زودرس آب سیاه و شروع درمان به موقع؛ کلید اصلی در پیشگیری از پيشرفت بيماري و كاهش ديد بيمار خواهد بود. در چشم دائما مايع شفافي ترشح می گردد که به آن زلالیه می گویند و این مایع از محلي كه زاويه (محل تلاقي قرنيه با عنبيه) نامیده مي شود؛ خارج می گردد. اگر بدلیلی انسداد یا مانعی بر سر راه خروج این مایع در چشم ایجاد گردد و زلالیه نتواند براحتی از چشم خارج گردد؛ در اینصورت فشار داخل چشم بالا می رود. بطور کلی بیماری آب سیاه را به دو گونه زاویه باز و زاویه بسته تقسیم بندی می کنند. گلوكوم زاويه باز از آنجا به اين نام خوانده مي شود كه زاويه اي كه مايع از آن خارج مي شود "باز" است. با اين حال، به دلايل نا مشخص، تخلیه زلالیه به كندی صورت می گیرد. كندي حركت زلالیه سبب تجمع آن و بالا رفتن فشار داخل چشم مي شود. در گلوكوم زاويه بسته؛ بدليل تنگی شدید زاویه و یا مسدود شدن آن؛ مایع زلالیه نمي تواند از چشم خارج شود. در اين بيماران يك افزايش ناگهاني و بسیار بالا در فشار چشم ديده مي شود. اين افزايش فشار مي تواند در مدت بسیار کوتاه سبب آسيب ديدن عصب بينايي و كاهش ديد شود. گلوكوم زاويه باز در ابتدا علامت خاصي ندارد. ديد طبيعي بوده و هیچگونه درد و یا ناراحتی وجود ندارد. با ادامه يافتن بيماري، آرام آرام میدان بینایی بيمار محدود و محدودتر می شود؛ اما دید مرکزی تا مراحل نهایی بیماری حفظ می گردد. به همین جهت؛ بیمار نمی تواند در مراحل ابتدایی متوجه بیماریش گردد. در صورت عدم درمان؛ در مراحل انتهایی؛ بیمار ناگهان متوجه می شود كه ديد محیطی اش بشدت محدود شده است؛ درست مثل اينکه كه دارد از درون يك لوله تفنگ به اطراف نگاه مي كند. با ادامه يافتن بيماري؛ باقيمانده ديد در مركز نیز از بین رفته و بيمار كور می شود. بر عکس؛ گلوکوم با زاویه بسته معمولا بسیار پر سر و صداست و با علائم شدید درد چشم؛ تهوع؛ سردرد؛ قرمزي چشم؛ و تاري ديد که بصورت ناگهانی بروز می کند؛ خود را نشان می دهد که یک اورژانس است و بيمار بايد سريعاً درمان شود. در صورت عدم درمان، بيمار ممكن است در مدت بسار کوتاهی برای همیشه نابینا گردد. نوع دیگر این بیماری می تواند در بدو تولد وجود داشته باشد و یا بتدریج در سنین پایین خود را نشان دهد که به آن آب سیاه مادرزادی می گویند. كودكان مبتلا معمولاً علائم واضحي نظير بزرگی قرنیه؛ خاکستری و کدر شدن رنگ قرنیه، حساسيت به نور، و اشكريزش شديد را دارند. آب سیاه همچنین مي تواند بدنبال بعضی از جراحي های چشم مانند عمل آب مروارید مادرزادی؛ بدنبال آسيب هاي چشمي، بعضي تومورهاي چشمي، بدنبال التهاب داخل چشمی؛ بیماری دیابت؛ و یا مصرف بعضی از داروها (کورتون) بروز نماید. + نوشته شده توسط سارا ومینا در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت
22:34 |
آب مرواريد از نظر علمی يعنی ايجاد هرنوع کدورت در عدسی چشم. بصورت طبيعی در داخل چشم انسان درپشت عنبيه عدسی شفافی قرار دارد که به متمرکز کردن شعاعهای نورانی بر روی شبکيه کمک ميکند. همچنين عدسی عنصر اصلی در تطابق برای ديد نزدیک ميباشد. علت پيدايش کدروت در عدسی، تغيير در ساختار پروتئينهای آن ميباشد که ميتواند بصورت مادرزادی يا در اثر ضربه، مصرف بعضی از داروها و سموم، در معرض تشعشعات قرار گرفتن، ابتلا به بيماری قند، و مهمتر از همه بعلت تغييرات سنی اتفاق بيفتد. نوع اخير يعنی آب مرواريد سنی شايعترین نوع و در حدود بیش از 70% موارد را شامل ميگردد. ايجاد کدورت در عدسی چشم را شايد بتوان به يخ زدگی شيشه پنجره در زمستان شبيه کرد فقط با اين تفاوت که پس از ذوب شدن يخ، شيشه دو مرتبه شفاف ميگردد اما برای رفع کدورت از عدسی بجز خارج کردن وجانشين نمودن آن با يک نوع مصنوعی راهی ديگری تا کنون برای بشرشناخته نشده است. البته بايد توجه داشت که صرف وجود کدورت در عدسی چشم حتما به معنی نياز فوری به عمل جراحی نيست. بعضی ازانواع کدورتهای عدسی يا خيلی خفيف هستند و يا در قسمتهايی از عدسی واقع گشته اند که مانع از رسيدن نور به داخل چشم نميگردند و طبعا نياز به درمان نخواهند داشت به هنگام ايجاد کدورت در عدسی، بعلت ايجاد مانع بر سر راه عبور نوربداخل چشم، بينايی مختل ميگردد که با يک يا چند تا از علائم زير خود را نشان خواهد داد تاری آرام و تدريجی ديد در طی مدت چندين ماه ويا سال در يک يا هر دو چشم
تاری ديد در شرايط نوری کم مخصوصا در غروب
پخش نور ( ايجاد ويیا افزايش آن نسبت به قبل) بخصوص در هنگام رانندگی در شب در گذرگاههای دو طرفه
تغييردر ديد رنگ بخصوص در رنگ آبی؛ در بعضی از انواع تغيير رنگ بقدری است که انگار از پشت يک شيشه زرد رنگ نسبتا مات به اشياء پيرامونمان نگاه ميکنيم دو بيني در يك چشم و يا سايه دار ديدن
تغييرات مكرر نمره عينك
امروزه پيشرفت تکنولوژی و نياز روزافزون به ديد بهتر و کاملتر از يکطرف و بهبود شگرف تکنيکهای عمل جراحی آب مرواريد از سوی ديگر سبب گشته تا آب مرواريد در مراحل ابتدايی تری نسبت به يکی دو دهه قبل مورد مداوا قرار گيرد و انواع پيشرفته و شديد آن مانند آنچه در عکس مقابل ديده ميشود کمتردر جوامع پيشرفته يافت ميگردد + نوشته شده توسط سارا ومینا در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت
22:23 |
قرنیه قرنيه قسمت شفاف و شيشه مانند جلوی چشم ميباشد که مقطعي از يك كره يا يك جسم بيضوي است واز وراي آن قسمت رنگي چشم يعنی عنبيه ديده می شود. اعمال جراحی ليزيک و يا ليزر برای تصحيح شماره عينک بروی اين قسمت انجام می گيرد. با انجام اين گونه اعمال جراحی، انحنای قرنيه تغيير و شماره چشم اصلاح می گردد.
عمل پيوند قرنيه در بيماريهايی مانند عفونتها وديستروفی ها که سبب کدورت قرنيه و بيماری قوز قرنيه که سبب نامنظمی سطح قرنيه می گردند، روی اين ناحيه از چشم انجام می گيرد. در اين نوع عمل جراحی، قرنيه بيمار با يک قرنيه سالم از چشم انسانی ديگر که فوت کرده تعويض می گردد. عمل پيوند قرنيه شايعترين و موفقترين پيوند اعضاء در بدن انسان محسوب می گردد. ![]() ![]() صلبیه
صلبيه قسمت سفيدی چشم است که درامتداد قرنيه ميباشد و تا پشت چشم و تاعصب بينايی ادامه می يابد. اين لايه و قرنيه تمام اجزای چشم را در خود جای می دهند
![]() عنبیه
عنبيه قسمت رنگي چشم است كه در پشت قرنيه قرار ميگيرد و به رنگهاي مختلف مانند آبي، سبز، قهوهاي، عسلي وغيره ميباشد. بعلت شفافيت قرنيه، عنبيه از ورای آن بخوبی ديده ميشود. خصوصيات و ساختمان عنبيه هر فرد مانند اثر انگشت وی منحصر بفرد ميباشد بطوريکه اخير در سيستم های امنيتی پيشرفته از عنبيه بعنوان شناسايی افراد استفاده می کنند. ـ
مردمک مردمک در واقع سوراخ گردی است که در مرکزعنبيه چشم تعبيه شده است. مردمك همانند ديافراگم دوربين عكاسي، ميزان نور ورودي به داخل چشم را کنترل مينمايد، بطوريكه روزها كه نور محيط بيشتر است، مردمك كوچكتر و بالعكس شبها بزرگتر ميشود.
عدسی عدسی در پشت مردمك واقع شده است و عمل تطابق و متمركز کردن نور بر روي شبكيه را انجام می دهد. در هنگام مطالعه، عدسی با تغيير انحنا خود اين امکان را ايجاد می نمايد که بتوانيم اجسام نزديک را بخوبی ببينيم . اين قابليت از سن 45-40 سالگي به بعد، کاهش می يابد وبنابراين پير چشمی عارض می گردد، بدين معنا که برای ديد نزديک و مطالعه نياز به عينک جداگانه خواهد بود. آب مرواريد که يکی از شايعترين بيماريهای چشم ميباشد بعلت کدر شدن عدسی چشم اتفاق می افتد.
زجاجیه زجاجيه در واقع يک ماده ژله مانند شفافي است كه محوطه پشت عدسی چشم را پر ميكند. اين ماده ژل مانند در سنين پايينتر قوام بشتری دارد و با افزايش سن تغييراتي در اين ژل به وقوع ميپيوندد كه قوام آن را کاهش می دهد. همچنين در افرادی که نزديک بين هستند بعلت اينکه محوطه پشتی چشم آنها بزرگتر از افراد ديگر می باشد، تغييرات در ژل زجاجيه سريعتر به وقوع می پيوندد. اين تغييرات را افراد ممکن است بصورت اشكال متحركي شبيه مو و يا بال مگس ( مگس پران) در ميدان بينايی خودشان ببينند. خصوصا در موقع نگاه به يك زمينه سفيد و روشن اين اشکال بيشتر جلب توجه ميكند. بعلت چسبندگی طبيعی زجاجيه به اطراف شبکيه، در هنگام بوجود آمدن مگس پران جديد يا ديدن جرقه نورانی، چشم بايد مورد معاينه دقيق قرار گيرد تا از عدم پارگی و سوراخ شدگی شبکيه مطمئن گرديم.
شبکیه شبکيه پرده حساسه چشم می باشد که ته چشم را کاملا فرش نموده است. اين پرده به مانند فيلم در دوربين عکاسی عمل می کند. در واقع قرنيه و عدسی چشم نقش متمرکز کردن تصوير اشيا را بر روی اين پرده حساسه دارند وسپس اين پرده، تصوير تشکيل شده را به امواج عصبی تبديل کرده و از طريق عصب بينايی به مغز ارسال می نمايد.
مرکز بينايی يا ماکولا ناحيه ای از مرکز شبکيه است که حدود ۵/۱ ميليمتر قطر دارد و بيشترين ميزان حدت بينايی در اين قسمت از شبکيه متمرکز ميباشد. در صورت آسيب اين ناحيه، بينايی می تواند تا بيش از ۹۰ درصد کاهش يابد. بيماری دژنرسانس ماکولا ( به زبان عاميانه پوسيدگی مرکز بينايی) که در بعضی از افراد در سنين بالا پيش می آيد وسبب کاهش متوسط تا شديد بينايی می گردد، در اين ناحيه اتفاق می افتد.
عصب بینایی عصب چشم در واقع ادام سلولهای حساسه شبکيه است که تا بخشهايی از مغزادامه می يابد و امواج بينايی را از شبكيه به مغز انتقال ميدهد. ![]()
+ نوشته شده توسط سارا ومینا در سه شنبه 1385/12/29 و ساعت
13:36 |
|